
در تداول علماي اقتصاد و بازرگانان ، کالاهائي است که از نقطه اي به نقطه ديگر و مخصوصاً از کشوري به کشور ديگر فرستاده شود.صادرات ايران : از مقايسه صادرات ايران در عصر حاضر با عصر قديم مشاهده ميشود که ارقام صادراتي کشور نه تنها ترقي نکرده بلکه تنزل فاحشي در آن پيدا شده است . امروز ايران جزء کشورهائي است که براي ممالک طبقه اول مواد اوليه توليد ميکند، ولي در زمان قديم ، يعني از عهد هخامنشيان و اشکانيان کشوري تجارتي و صنعتي بوده است که مصنوعات فلزي و منسوجات آن در کشورهاي ديگر مشتري داشته . پس از استيلاي عرب نيز رونق تجارتي اين کشور از ميان نرفت و تجار ايراني مصنوعات کشور خود را در شهرهاي مهم اسلامي به فروش ميرسانيدند. در حمله مغول تجارت ايران نيز لطمه فراوان ديد و از عهد صفويه که اروپا در شاهراه تمدن و ترقي مادي افتاد بازارهاي ايران در اين ممالک از دست رفت . اينک براي مقايسه صادرات ايران در قديم و عصر حاضر تاريخچه اي از صادرات کشور در طول تاريخ درج ميشود:صادرات ايران قبل از هخامنشي : در ايران قديم يعني سالها پيش از قرن ششم ميلادي در بلخ و سغد و هرات تمدن درخشنده اي وجود داشته و صنعتگران ايراني در ساختن زيورهاي طلا و نقره و فلزات ديگر ماهر بوده اند. در اوستا از زره طلا، کمر طلا، جام طلا يا نقره ، نعل اسب ، لباس پشمي ،گليم و پوستين و عرابه ها که با طلا زينت شده است و همچنين ظروف برنجي و گلي نام رفته است که طبعاً بعض اين مصنوعات درخارج از کشور مشتري داشته است .عهد هخامنشي : در اين دوره امتعه و مال التجاره هائي در نقاط مختلف کشور وجود داشته که نويسندگان عهد قديم از آن ياد کرده اند، مانند:مس ، سرب ، نقره ، لاجورد در آذربايجان ، شمشاد، آهن در گيلان ، لاجورد در دماوند، مس در دامغان ، فيروزه در خراسان ، مس و سرب و فلزات ديگر در باختر، طلا در ماوراء سيحون ، اسب هاي ممتاز و قالي در همدان و گروس ، مس و آهن در مغرب درياچه ارمي ، قير و نفت و موم معدني در خوزستان ، مس ، سرب ، نقره در پارس و بختياري ، مرواريد و صدف در خليج فارس و بحر عمان ، خاک طلا، ادويه ، عطريات ، پنبه ، شاخ کرگدن ، فيل ، عاج ، عود، صندل ، فوفل ، آبنوس در هندوستان ، مس ، سرب ، ابزار فلزي در ارمنستان وکاپادوکيه ، طلا، شمشاد در کلخيد، آلات و ابزار فلزي ، اسلحه ، منسوجات ، منبت کاري ، مليله دوزي و غيره در آسور، قالي ، کاشيهاي قيمتي ، اشياء زرگري ، منسوجات ، افسنطين ، قير، شترمرغ ، درنا در کلده ، ظروف طلا و مجسمه هاي فلزّي در ليديّه ، آلات و ادوات آهنگري در يونيه (ولايت ينيان )، اسبهاي ممتاز و اشياء نقره و عطريات در کيليکه ، رنگ ارغوان ، شيشه ، بلورآلات و چوب سدر در فينيقيه ، منسوجات کتاني ، شيشه آلات ، بلور معدني ، کاغذ حصيري در مصر، عاج ، چوب هاي قيمتي ، طلا، بلور معدني در حبشه ،کندر، دارچين ، زغال اخته ، بلسان ، لادن ، مُرّ مَکّي درعربستان . (ايران باستان ج 2 صص 1511 - 1512).تجارت نفت و قير خوزستان در اين عصر اهميت عظيمي داشت ، چه مصريها براي موميائي مردگان خريدارآن بودند . پنبه سغد و باختر به مغرب ميرفت و اروپائيان خريدار آن بودند .دوره پارت ها: در دوره پارت ها ايران با روم تجارتي وسيع داشت . مال التجاره اي که در اين دوره به روم ميرفت عبارت بود از منسوجات گوناگون ، ادويه ، قالي و قاليچه و پارچه هاي ابريشمي . اين پارچه ها را زنان اعيان روم بسيار استعمال ميکردند. پلين گويد: قاليچه هاي ايران از رنگهاي مختلف به قيمت گزاف فروخته ميشد و زينت قصور رومي بود. در ضمن صادرات ايران به روم در اين دوره نام صمغ، کتيرا، جگن معطر (قصب الذريرة؟ ) نيز برده شده است . (پلين ، تاريخ طبيعي ، کتاب 11 بند 23، کتاب 8 بند 48، کتاب 12 بند 9). از تجارت ايران با ممالک ديگر اطلاعي در دست نيست و نميدانيم چه چيز بدان کشورها صادر و يا چه چيز از آنجا وارد ميشده است . (ايران باستان ج 3 صص 2697- 2698).دوره ساسانيان : کريستن سن ميگويد: هيوئن تسيانگ سياح مشهور چيني که در آغاز قرن هفتم ميلادي اوضاع ممالک مغرب آسيا را شرح داده است محصولات صنعتي ايران را چنين وصف ميکند: محصولات عمده اين کشورطلا و نقره و مس و بلور و مرواريد نادرالوجود و موادگرانبهاي ديگر است . در اين کشور پارچه هاي ابريشمي وقالي و چيزهاي ديگر مي بافند. مسلماً صنعت پارچه بافي يکي از صنايع مهمه ايران بوده است . (ايران در زمان ساسانيان ص 78). از چيزهائي که چين از ايران ميخريديکي وسمه معروف ايراني بود که بهاي گزافي بدان ميدادند و ملکه چين هر سال مقداري براي مصرف شخصي خريداري ميکرد. قالي هاي بابلي نيز طالب فراوان داشت . احجار طبيعي و مصنوعي شام ، و مرجان و مرواريد بحر احمر و منسوجات شام و مصر و مواد مخدّره شرق نزديک از جانب ايران به چين فرستاده ميشد. (همان کتاب ص 79). در دوره ساساني بلور معدني آتيزو که نوعي از مرمر و مانند يشم است و بوئي خوش دارد و سنگ متراکس (مهر درخش ) که اکنون انواع آن را سليماني ميناميم و سنگي شبيه عاج و سنگ مشهور به حديد از معادن فارس در خارج مشتري داشته . فيروزه خراسان ، سنگهاي جويني و هراتي و لعل بدخشان و مرواريد بحريني به ممالک ديگر صادر ميشده . نفت ، قالي و قاليچه ، پوست و پوستين و هر گونه لباسهاي پوستي و رنگهاي نباتي مخصوصاً وسمه و حنا و روناس به چين فرستاده ميشد. اسلحه مرو، آهن آلات ، زرينه ،عطريات و صدفهاي خليج فارس در خارج کشور مشتري داشت .عصر خلفا: پس از انقراض دولت ساسانيان و اشغال ايران رشته تجارت اين سرزمين گسيخته نشد و بازرگانان به ورود و صدور کالا پرداخته و صنعتگران ايراني هنر و ذوقخويش را در ساختن بهترين نمونه مصنوعات آشکار کردند، چنانکه در دوران حکومت اسلامي در بغداد و شهرهاي مهم مسلمان نشين ارقام مهمي از انواع کالاهائي که در ايران توليد ميشد به مشتريان عرضه ميکردند. مولف تاريخ تمدن اسلامي گويد: بازرگانان در دوره خلفاي اسلامي در بصره و بغداد و شهرهاي مسلمان نشين ديگر سکونت داشتند و بيشتر اينان از مهاجرين ايران و روم و کشورهاي مترقي ديگر بودند که مصنوعات و مال التجاره ممالک را براي فروش عرضه ميداشتند. از جمله امتعه اي که به بغداد ميرفت عطرهاي نيشابور، منسوجات کتاني ، شيز، پارچه هاي مويي که به مصرف لباس خليفه و رجال دولت ميرسيد و همچنين پرده هاي ابريشمي از فسا، و بساطها و نخناخ ها (؟ ) و جانمازها و زيلوها از جهرم و پرده ها و کرسي ها از دشت و بهترين نوع بساط و بندازارها و بالشها و نمطها و کرسيها از ارمينيه بود و ايشان را رنگي سرخ بود که بدان پشم را رنگ کردندي و مانند نداشت و عتابي و جامه هاي منقش و جامه هاي حرير اصفهان و جامه هاي منير از ري و ابريشم و مطرف هاي ابريشمين و طبقهاي چوبين از طبرستان و نيشابور و جامه هاي کتان و پنبه (بز) از بلخ و کاغذ و نوشادر و کرک و سمور و سنجاب و روباه از ماوراءالنهر و بساطها و جانمازها و جامه هاي پشمين از بخارا و طيلسان هاي مقور از کرمان و مقنعه هاي ابريشمين از جرجان و سوس و بردهاي منير و کاسه ها وشانه ها از ري و کساء و جوراب از قزوين و موزه و سمور از همدان و شيشه و خزف از بصره و حصير از عبادان وديبا و نمطها از تستر (شوشتر). (تاريخ تمدن اسلامي ج 5 صص 38 - 39).خوارزمشاهيان و مغول : در دوره خوارزمشاهيان بازرگانان ايران مال التجاره خود را به چين و مغولستان ميبردند و هنگامي که سه نفر از مسلمانان (احمد خجندي ، عبداللّه بن امير حسين جندي ، احمد بالجيج ) نزد چنگيزخان رفتند مقداري پارچه هاي زربفت قيمتي نزد او بردند و او همه را به قيمت گزاف خريد. (تاريخ مغول ص 22). در دوره مغول نيز پارچه هاي زربفت و قالي بافي رونقي بسزا داشت و فرش و پارچه هاي پشمي موصل را تجار خارجي به قيمت خوب خريده و صادر ميکردند. (تاريخ مغول ص 560). همچنين تجارت لعل بدخشان و فيروزه نيشابور و اطلس و پارچه هاي زربفت مرو و طوس و شوشتر و موصل و يزد و کرمان و گلاب و عطرهاي شيراز و اصفهان و اقسام اسلحه منقوره گرجستان و مصنوعات دستي و منسوجات ابريشمي تبريز به بازرگانان خارجي فروخته ميشد. (همان کتاب ص 571).دوره صفويه : در دوره صفويه مهمترين قلم صادراتي ايران ابريشم بود. هر سال مقدار بسياري از پارچه هاي زري و مخمل و تافته ايراني به اروپا حمل ميشد،همچنين مخمل و ابريشم خام ايران به عثماني ، مسکو، لهستان ميرفت و به مصرف قلابدوزي ميرسيد. ساغري و تيماج کشور را به هندوستان و ژاپن ميبردند و روناس ايران به هندوستان فروخته ميشد. ترشي ميوه نيز يک رشته عمده تجارت ايران بود که به هندوستان فروخته ميشد. گلاب و ساير عطرها را نيز بدان کشور ميفروختند. پسته قزوين ، بادام يزد و کرمان و کشمش و آلو هم از راه هرمز به هندوستان ميرفت . هر سال مقدار بسياري جعبه هاي مربا از بصره به هندوستان حمل ميشد و مسلمانان و پرتغاليها خريدار آن بودند. مقداري کثير ميوه خشک نيز از آذربايجان به توقات و دياربکر و نينوا حمل ميکردند که از آنجمله زردآلو است . و مقدار کمي از پارچه هاي منقش که خشن و پست است به خاک عثماني ميبردند. تجارت حيوانات اهلي نيز سود فراوان داشت ، عدد بسياري شتربه ارمنستان و آناطولي ميفروختند. گوسفند ايران را تا اسلامبول و ادرنه هم ميبردند. (از تاورنيه صص 891 -895). فتنه افغان امنيت طرق و شوارع را بهم زد و بالنتيجه تجارت ايران رو به انحطاط گذاشت و نادرشاه هم هرچند در اصلاح وضع اقتصادي کشور اهتمام داشت ، لکن کارشکني همسايگان و مخصوصاً دولت عثماني و نيز انقلابهاي داخلي اقدامات اصلاحي او را عقيم گذاشت .عهد قاجاريه : در دوره قاجاريه ، گذشته از نفت ، خشکبار، قالي که به ممالک غرب ميرفت و برنج و ماهي که به روسيه حمل ميشد، چوب چپق شيراز هم يکي از ارقام مهم صادراتي بود که به استانبول ميفرستادند، و عمال عثماني آن را به صورت انحصار درآورده بودند، تا آنجا که در ماده دوم معاهده ارزنةالروم مقرر گرديد که تجارت چوب چپق بعدها به انحصار نيفتاده و سوداگران ايراني آزاد هستند به هرکه خواهند بفروشند. تنباکو و توتون نيز يکي از ارقام صادراتي بود.قرن اخير: از اوائل اين قرن صادرات ايران دچار شکست فاحشي شد و اين مسئله مولود عواملي چند است که از جمله آنها عدم امنيت طرق و شوارع ، بي اعتنائي دولت هاي وقت به اوضاع اقتصادي کشور، و عدم اهتمام بازرگانان در تهيه جنس مرغوب بود. و تنها بازار شيلات و نفت بود که نسبتاً ثابت ماند. در سنوات اخير يعني قبل از جنگ جهانگير دوم دولت از يک سو بازرگاني را در انحصار خود درآورد و بااين عمل بر ميزان صادرات کشور افزود و از واردات آن کاست و از سوي ديگر شرکت ها را تحت نظر گرفت و بازرساني براي نظارت در تهيه کالاهاي مرغوب و طرز عدل گيري و بسته بندي آن گماشت و با اين اقدام صادرات کشور تااندازه اي افزايش يافت . صادرات کنوني ايران بجز نفت و شيلات عبارت است از: روده ، ميوه هاي خشک ، برنج ، دانه ها و ميوه هاي روغن دار، گياههاي دارويي و صمغي ، کتيراو اقسام صمغ، پوست و متعلقات آن ، پيله ، ابريشم ، پشم ، کرک و مو، پنبه ، فرش












