به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست***عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

۱۳۸۷ خرداد ۲۳, پنجشنبه

تشريفات ورود و صدور كالا در ايران


انجام تشريفات ترخيص كالاهاي وارداتي و همچنين صدور كالا از كشور براساس قانون امور گمركي و آئين نامه اجرائي آن منوط به تنظيم اظهار نامه گمركي و تسليم آن به گمرك مي‌باشد. اظهار كننده موظف است اسناد لازم را از قبيل سياهه خريد، گواهي مبدأ، اسناد بانكي و ساير مجوزهاي مورد نياز كه مقررات و قوانين مربوطه تعيين نموده است به اظهارنامه منضم نمايد.
براساس قانون مقررات صادرات و واردات كالاهاي صادراتي و وارداتي به سه گروه زير تقسيم گرديده است:
1- كالاي مجاز : كالايي است كه صدور يا ورود آن با رعايت ضوابط نياز به كسب مجوز ندارد.
2- كالاي مشروط : كالايي است كه صدور يا ورود آن با كسب مجوزهاي مربوطه امكان‌پذير مي‌شود.
3- كالاي ممنوع : كالايي است كه صدور يا ورود آن به موجب شرع مقدس اسلام و يا به موجب قانون ممنوع مي‌باشد.
كالايي كه براي ورود يا صدور آن اظهارنامه گمركي تسليم گمرك گرديده است، به لحاظ انطباق با مندرجات اظهارنامه و اسناد و مدارك و قوانين مربوطه مورد بررسي قرار مي‌گيرد. و چنانچه مغايرتي وجود نداشته باشد نسبت به صدور پروانه گمركي و ترخيص آن اقدام مي‌گردد.
تشريفات گمركي صدور برخي كالاهاي خاص منحصراً در گمركات ذيل انجام مي گيرد:
· فرش در گمركات غرب تهران، مهرآباد، كرمان، شيراز، كرمانشاه و مشهد
· پسته در گمركات كرمان، غرب تهران و مهرآباد
· زعفران در گمركات مشهد و مهرآباد
· پوست و روده و سالامبور در گمرك جنوب تهران

۱۳۸۷ خرداد ۲۲, چهارشنبه

تجارت ايرانيان در گذشته وحال


در تداول علماي اقتصاد و بازرگانان ، کالاهائي است که از نقطه اي به نقطه ديگر و مخصوصاً از کشوري به کشور ديگر فرستاده شود.صادرات ايران : از مقايسه صادرات ايران در عصر حاضر با عصر قديم مشاهده ميشود که ارقام صادراتي کشور نه تنها ترقي نکرده بلکه تنزل فاحشي در آن پيدا شده است . امروز ايران جزء کشورهائي است که براي ممالک طبقه اول مواد اوليه توليد ميکند، ولي در زمان قديم ، يعني از عهد هخامنشيان و اشکانيان کشوري تجارتي و صنعتي بوده است که مصنوعات فلزي و منسوجات آن در کشورهاي ديگر مشتري داشته . پس از استيلاي عرب نيز رونق تجارتي اين کشور از ميان نرفت و تجار ايراني مصنوعات کشور خود را در شهرهاي مهم اسلامي به فروش ميرسانيدند. در حمله مغول تجارت ايران نيز لطمه فراوان ديد و از عهد صفويه که اروپا در شاهراه تمدن و ترقي مادي افتاد بازارهاي ايران در اين ممالک از دست رفت . اينک براي مقايسه صادرات ايران در قديم و عصر حاضر تاريخچه اي از صادرات کشور در طول تاريخ درج ميشود:صادرات ايران قبل از هخامنشي : در ايران قديم يعني سالها پيش از قرن ششم ميلادي در بلخ و سغد و هرات تمدن درخشنده اي وجود داشته و صنعتگران ايراني در ساختن زيورهاي طلا و نقره و فلزات ديگر ماهر بوده اند. در اوستا از زره طلا، کمر طلا، جام طلا يا نقره ، نعل اسب ، لباس پشمي ،گليم و پوستين و عرابه ها که با طلا زينت شده است و همچنين ظروف برنجي و گلي نام رفته است که طبعاً بعض اين مصنوعات درخارج از کشور مشتري داشته است .عهد هخامنشي : در اين دوره امتعه و مال التجاره هائي در نقاط مختلف کشور وجود داشته که نويسندگان عهد قديم از آن ياد کرده اند، مانند:مس ، سرب ، نقره ، لاجورد در آذربايجان ، شمشاد، آهن در گيلان ، لاجورد در دماوند، مس در دامغان ، فيروزه در خراسان ، مس و سرب و فلزات ديگر در باختر، طلا در ماوراء سيحون ، اسب هاي ممتاز و قالي در همدان و گروس ، مس و آهن در مغرب درياچه ارمي ، قير و نفت و موم معدني در خوزستان ، مس ، سرب ، نقره در پارس و بختياري ، مرواريد و صدف در خليج فارس و بحر عمان ، خاک طلا، ادويه ، عطريات ، پنبه ، شاخ کرگدن ، فيل ، عاج ، عود، صندل ، فوفل ، آبنوس در هندوستان ، مس ، سرب ، ابزار فلزي در ارمنستان وکاپادوکيه ، طلا، شمشاد در کلخيد، آلات و ابزار فلزي ، اسلحه ، منسوجات ، منبت کاري ، مليله دوزي و غيره در آسور، قالي ، کاشيهاي قيمتي ، اشياء زرگري ، منسوجات ، افسنطين ، قير، شترمرغ ، درنا در کلده ، ظروف طلا و مجسمه هاي فلزّي در ليديّه ، آلات و ادوات آهنگري در يونيه (ولايت ينيان )، اسبهاي ممتاز و اشياء نقره و عطريات در کيليکه ، رنگ ارغوان ، شيشه ، بلورآلات و چوب سدر در فينيقيه ، منسوجات کتاني ، شيشه آلات ، بلور معدني ، کاغذ حصيري در مصر، عاج ، چوب هاي قيمتي ، طلا، بلور معدني در حبشه ،کندر، دارچين ، زغال اخته ، بلسان ، لادن ، مُرّ مَکّي درعربستان . (ايران باستان ج 2 صص 1511 - 1512).تجارت نفت و قير خوزستان در اين عصر اهميت عظيمي داشت ، چه مصريها براي موميائي مردگان خريدارآن بودند . پنبه سغد و باختر به مغرب ميرفت و اروپائيان خريدار آن بودند .دوره پارت ها: در دوره پارت ها ايران با روم تجارتي وسيع داشت . مال التجاره اي که در اين دوره به روم ميرفت عبارت بود از منسوجات گوناگون ، ادويه ، قالي و قاليچه و پارچه هاي ابريشمي . اين پارچه ها را زنان اعيان روم بسيار استعمال ميکردند. پلين گويد: قاليچه هاي ايران از رنگهاي مختلف به قيمت گزاف فروخته ميشد و زينت قصور رومي بود. در ضمن صادرات ايران به روم در اين دوره نام صمغ، کتيرا، جگن معطر (قصب الذريرة؟ ) نيز برده شده است . (پلين ، تاريخ طبيعي ، کتاب 11 بند 23، کتاب 8 بند 48، کتاب 12 بند 9). از تجارت ايران با ممالک ديگر اطلاعي در دست نيست و نميدانيم چه چيز بدان کشورها صادر و يا چه چيز از آنجا وارد ميشده است . (ايران باستان ج 3 صص 2697- 2698).دوره ساسانيان : کريستن سن ميگويد: هيوئن تسيانگ سياح مشهور چيني که در آغاز قرن هفتم ميلادي اوضاع ممالک مغرب آسيا را شرح داده است محصولات صنعتي ايران را چنين وصف ميکند: محصولات عمده اين کشورطلا و نقره و مس و بلور و مرواريد نادرالوجود و موادگرانبهاي ديگر است . در اين کشور پارچه هاي ابريشمي وقالي و چيزهاي ديگر مي بافند. مسلماً صنعت پارچه بافي يکي از صنايع مهمه ايران بوده است . (ايران در زمان ساسانيان ص 78). از چيزهائي که چين از ايران ميخريديکي وسمه معروف ايراني بود که بهاي گزافي بدان ميدادند و ملکه چين هر سال مقداري براي مصرف شخصي خريداري ميکرد. قالي هاي بابلي نيز طالب فراوان داشت . احجار طبيعي و مصنوعي شام ، و مرجان و مرواريد بحر احمر و منسوجات شام و مصر و مواد مخدّره شرق نزديک از جانب ايران به چين فرستاده ميشد. (همان کتاب ص 79). در دوره ساساني بلور معدني آتيزو که نوعي از مرمر و مانند يشم است و بوئي خوش دارد و سنگ متراکس (مهر درخش ) که اکنون انواع آن را سليماني ميناميم و سنگي شبيه عاج و سنگ مشهور به حديد از معادن فارس در خارج مشتري داشته . فيروزه خراسان ، سنگهاي جويني و هراتي و لعل بدخشان و مرواريد بحريني به ممالک ديگر صادر ميشده . نفت ، قالي و قاليچه ، پوست و پوستين و هر گونه لباسهاي پوستي و رنگهاي نباتي مخصوصاً وسمه و حنا و روناس به چين فرستاده ميشد. اسلحه مرو، آهن آلات ، زرينه ،عطريات و صدفهاي خليج فارس در خارج کشور مشتري داشت .عصر خلفا: پس از انقراض دولت ساسانيان و اشغال ايران رشته تجارت اين سرزمين گسيخته نشد و بازرگانان به ورود و صدور کالا پرداخته و صنعتگران ايراني هنر و ذوقخويش را در ساختن بهترين نمونه مصنوعات آشکار کردند، چنانکه در دوران حکومت اسلامي در بغداد و شهرهاي مهم مسلمان نشين ارقام مهمي از انواع کالاهائي که در ايران توليد ميشد به مشتريان عرضه ميکردند. مولف تاريخ تمدن اسلامي گويد: بازرگانان در دوره خلفاي اسلامي در بصره و بغداد و شهرهاي مسلمان نشين ديگر سکونت داشتند و بيشتر اينان از مهاجرين ايران و روم و کشورهاي مترقي ديگر بودند که مصنوعات و مال التجاره ممالک را براي فروش عرضه ميداشتند. از جمله امتعه اي که به بغداد ميرفت عطرهاي نيشابور، منسوجات کتاني ، شيز، پارچه هاي مويي که به مصرف لباس خليفه و رجال دولت ميرسيد و همچنين پرده هاي ابريشمي از فسا، و بساطها و نخناخ ها (؟ ) و جانمازها و زيلوها از جهرم و پرده ها و کرسي ها از دشت و بهترين نوع بساط و بندازارها و بالشها و نمطها و کرسيها از ارمينيه بود و ايشان را رنگي سرخ بود که بدان پشم را رنگ کردندي و مانند نداشت و عتابي و جامه هاي منقش و جامه هاي حرير اصفهان و جامه هاي منير از ري و ابريشم و مطرف هاي ابريشمين و طبقهاي چوبين از طبرستان و نيشابور و جامه هاي کتان و پنبه (بز) از بلخ و کاغذ و نوشادر و کرک و سمور و سنجاب و روباه از ماوراءالنهر و بساطها و جانمازها و جامه هاي پشمين از بخارا و طيلسان هاي مقور از کرمان و مقنعه هاي ابريشمين از جرجان و سوس و بردهاي منير و کاسه ها وشانه ها از ري و کساء و جوراب از قزوين و موزه و سمور از همدان و شيشه و خزف از بصره و حصير از عبادان وديبا و نمطها از تستر (شوشتر). (تاريخ تمدن اسلامي ج 5 صص 38 - 39).خوارزمشاهيان و مغول : در دوره خوارزمشاهيان بازرگانان ايران مال التجاره خود را به چين و مغولستان ميبردند و هنگامي که سه نفر از مسلمانان (احمد خجندي ، عبداللّه بن امير حسين جندي ، احمد بالجيج ) نزد چنگيزخان رفتند مقداري پارچه هاي زربفت قيمتي نزد او بردند و او همه را به قيمت گزاف خريد. (تاريخ مغول ص 22). در دوره مغول نيز پارچه هاي زربفت و قالي بافي رونقي بسزا داشت و فرش و پارچه هاي پشمي موصل را تجار خارجي به قيمت خوب خريده و صادر ميکردند. (تاريخ مغول ص 560). همچنين تجارت لعل بدخشان و فيروزه نيشابور و اطلس و پارچه هاي زربفت مرو و طوس و شوشتر و موصل و يزد و کرمان و گلاب و عطرهاي شيراز و اصفهان و اقسام اسلحه منقوره گرجستان و مصنوعات دستي و منسوجات ابريشمي تبريز به بازرگانان خارجي فروخته ميشد. (همان کتاب ص 571).دوره صفويه : در دوره صفويه مهمترين قلم صادراتي ايران ابريشم بود. هر سال مقدار بسياري از پارچه هاي زري و مخمل و تافته ايراني به اروپا حمل ميشد،همچنين مخمل و ابريشم خام ايران به عثماني ، مسکو، لهستان ميرفت و به مصرف قلابدوزي ميرسيد. ساغري و تيماج کشور را به هندوستان و ژاپن ميبردند و روناس ايران به هندوستان فروخته ميشد. ترشي ميوه نيز يک رشته عمده تجارت ايران بود که به هندوستان فروخته ميشد. گلاب و ساير عطرها را نيز بدان کشور ميفروختند. پسته قزوين ، بادام يزد و کرمان و کشمش و آلو هم از راه هرمز به هندوستان ميرفت . هر سال مقدار بسياري جعبه هاي مربا از بصره به هندوستان حمل ميشد و مسلمانان و پرتغاليها خريدار آن بودند. مقداري کثير ميوه خشک نيز از آذربايجان به توقات و دياربکر و نينوا حمل ميکردند که از آنجمله زردآلو است . و مقدار کمي از پارچه هاي منقش که خشن و پست است به خاک عثماني ميبردند. تجارت حيوانات اهلي نيز سود فراوان داشت ، عدد بسياري شتربه ارمنستان و آناطولي ميفروختند. گوسفند ايران را تا اسلامبول و ادرنه هم ميبردند. (از تاورنيه صص 891 -895). فتنه افغان امنيت طرق و شوارع را بهم زد و بالنتيجه تجارت ايران رو به انحطاط گذاشت و نادرشاه هم هرچند در اصلاح وضع اقتصادي کشور اهتمام داشت ، لکن کارشکني همسايگان و مخصوصاً دولت عثماني و نيز انقلابهاي داخلي اقدامات اصلاحي او را عقيم گذاشت .عهد قاجاريه : در دوره قاجاريه ، گذشته از نفت ، خشکبار، قالي که به ممالک غرب ميرفت و برنج و ماهي که به روسيه حمل ميشد، چوب چپق شيراز هم يکي از ارقام مهم صادراتي بود که به استانبول ميفرستادند، و عمال عثماني آن را به صورت انحصار درآورده بودند، تا آنجا که در ماده دوم معاهده ارزنةالروم مقرر گرديد که تجارت چوب چپق بعدها به انحصار نيفتاده و سوداگران ايراني آزاد هستند به هرکه خواهند بفروشند. تنباکو و توتون نيز يکي از ارقام صادراتي بود.قرن اخير: از اوائل اين قرن صادرات ايران دچار شکست فاحشي شد و اين مسئله مولود عواملي چند است که از جمله آنها عدم امنيت طرق و شوارع ، بي اعتنائي دولت هاي وقت به اوضاع اقتصادي کشور، و عدم اهتمام بازرگانان در تهيه جنس مرغوب بود. و تنها بازار شيلات و نفت بود که نسبتاً ثابت ماند. در سنوات اخير يعني قبل از جنگ جهانگير دوم دولت از يک سو بازرگاني را در انحصار خود درآورد و بااين عمل بر ميزان صادرات کشور افزود و از واردات آن کاست و از سوي ديگر شرکت ها را تحت نظر گرفت و بازرساني براي نظارت در تهيه کالاهاي مرغوب و طرز عدل گيري و بسته بندي آن گماشت و با اين اقدام صادرات کشور تااندازه اي افزايش يافت . صادرات کنوني ايران بجز نفت و شيلات عبارت است از: روده ، ميوه هاي خشک ، برنج ، دانه ها و ميوه هاي روغن دار، گياههاي دارويي و صمغي ، کتيراو اقسام صمغ، پوست و متعلقات آن ، پيله ، ابريشم ، پشم ، کرک و مو، پنبه ، فرش

تاریخچه نوروز

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست،اما این جشن، قدمتی سه هزار ساله دارد و قدیمی‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متون کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متون، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است.ابداع نوروز در شاهنامه، بدین صورت روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست। با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان منور شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند
جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در علم ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سمت شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد
در کشورهای ایران و افغانستان که از تقویم هجری خورشیدی استفاده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، تقویم میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود
برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش به بابل بازمی‌گردد.همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.
نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است
واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به‌کار می‌رود:
۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»
ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند
در متون مختلف لاتین، بخش نخست کلمه نوروز با املای No ،Now ،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی مواقع با فاصله نوشته می‌شود. اما به اعتقاد دکتر احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این کلمه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای کلمه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی مراعات می‌شود.

جاده ابریشم




جاده ابریشم جاده قدیمی تجارت چین که بیش از دو هزار سال پیش مورد استفاده بود ، کماکان در جهان بسیار شهرت دارد . جاده ابریشم به عنوان پلی بین چین و کشورهای اروپا ، آسیا و آفریقا برای تبادلات مادی و تمدنی شرقی و غربی سهم مهمی ادا نموده است .
جاده ابریشم راه تجارت زمینی چین با آسیای جنوبی ، غربی و اروپا و آفریقا از راه آسیای مرکزی در روزگار قدیم بود . به سبب آنکه بسیاری ابریشم و پارچه های ابریشمی چین از این جاده به غرب توزیع می شد ، بدین سبب " جاده ابریشم " نام گرفت . نتایج مطالعات نشان می دهد که این جاده اساسا در سلسله " هان " چین در قرن یکم قبل از میلاد شکل گرفت .در آن زمان جاده ابریشم به افغانستان ، ازبکستان و ایران و شهر " اسکندریه " مصر در غرب امتداد می یافت . راه دیگر این جاده نیز از پاکستان و کابل در افغانستان به خلیج فارس و از کابل به طرف جنوب یعنی شهر کراچی پاکستان امتداد می یافت و اگر به راه دریایی تغییر می کرد پارس و رم را شامل می گردید .

شايد بيايد - آقاسي

-->

دهقان و خيار


روزي دهقاني به جاليز رفت که خيار بدزدد. پيش خودش گفت:« اين گوني خيار را مي‌برم و با پولي که براي آن مي‌گيرم، يک مرغ مي‌خرم. مرغ تخم مي‌گذارد، روي آن‌ها مي‌نشيند و يک مشت جوجه در مي‌آيد، به جوجه‌ها غذا مي‌دهم تا بزرگ شوند، بعد آن‌ها را مي‌فروشم و يک خوک شيرخوار مي‌خرم، خوک شيرخوار را مي‌پرورم تا يک خوک بزرگ شود، او را با يک خوک نر جفت مي‌کنم، او تعدادي توله خوک مي‌زايد و من آن‌ها را مي‌فروشم. با پولي که از فروش آن‌ها مي‌گيرم، يک ماديان مي‌خرم، او کره مي‌زايد، کره‌ها را غذا مي‌دهم تا بزرگ شوند، بعد آن‌ها را مي‌فروشم با پولي که براي آن‌ها مي‌گيرم، يک خانه با يک باغ مي‌خرم. در باغ خيار مي‌کارم و نمي‌گذارم احدي آن‌ها را بدزدد. هميشه از آن‌جا نگهباني مي کنم. يک نگهبان قوي اجير مي‌کنم، و هر از گاهي از باغ بيرون مي‌آيم و داد مي‌زنم: « آهاي تو، مواظب باش.»دهقان چنان در خيالات خودش غرق شد که پاک فراموش کرد در باغ ديگري است و با بالاترين صدا فرياد مي‌زد.نگهبان صدايش را شنيد و دوان‌دوان بيرون آمد، دهقان را گرفت و کتک مفصلي به او زد.
لئو تولستوي
برگردان: ابراهيم اقليدي
از کتاب قصه‌ها و افسانه‌ها – نشر کيميا
حروف‌چين: فريبا حاج‌دايي

کدهای جاوا اسکریپت

سه آدم بخيل

مشتي گلين خانم
سه نفر پهلوي هم نشسته بودند، هر سه بخيل بودند. يکيشون پرسيد که تو به چه اندازه بخيلي؟ گفت: «من اندازه‌اي بخيلم که اگه سفره من پهن باشن و ناهار بخورم، يه نفر از در بياد تو، سفره رو جمع مي‌کنم که نبادا به اون بگم: بسم‌الله، اون از غذاي من يه لقمه بخوره.» اون يکي گفت: «نه اين بخالت نشد، اينتون بَدَس، دلت نمي‌خواد کسي بخوره. پس من بخيل‌تر از توام.» گفت: «چطور از من بخيل‌تري؟» گفت: «براي‌اين‌که من اگه يک جا مهمان باشم، يه مهماني ديگه بياد اونجا، من بخلم مي‌شه که اين آدم آمده اينجا چه کنه؟» اون يکي گفت: «نه اينم هيچي بخيلي نيست چون تو فکر مي‌کني که شايد حالا اين اومده اينجا صاحبخانه که خبر نداشته که تهيه ناهار بگيره دو سه نفري، حالا اين آمده اينجا، من سير نمي‌شم، تو براي اين بخلت مي‌شه که نبادا سير نشي. پس من بخيل‌تر از همتون هستم.» پرسيد ازش که تو چه‌جور بخيلي هستي؟ گفت: «به اندازه‌اي من بخيلم که اگه يکي چيزشو به من بده، من بخلم مي‌شه، مي‌گم: اين چرا مال خودشو تفريط مي‌کنه به من مي‌ده؟»
از کتاب قصه‌هاي مشدي گلين خانم – گرد‌آورنده: الول ساتن – نشر مرکز
حروف‌چين: فريبا حاج‌دايي

خنده راز سلامتی است

*يه خروسه از كنار مرغ فروشي رد ميشه با حسرت به مرغا ميگه ميمردين تو خونه اين جوري بگردين ؟؟؟!
*ميدونی مزایای مجرد بودن چيه؟اینه که، از هر طرف تخت که عشقت بکشه ميتونی بيای پايين!!
*ترکه پسرشو میبره دکتر آزمایش کنه ببینه عقب افتاده هست یا نه.دکتره بعداز یکی دوتا سوال عادی، به پسره میگه: برو این آبکش رو پر آب کن بیار. ترکه میگه: آقای دکتر پسرم خیلی خسته است بدین خودم میرم میارم!!
*
ما به خوشبختی زود عادت می کنیم ، و چون زود عادت می کنیم ، زود هم فراموش می کنیم که خوشبختیم .
pArSTools.com ‍-->

لبخند you

هرگز لبخند را ترك نكن،حتي وقتي ناراحتي چون هركس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.

یه روز یه پسره میره تو مغازه و میگه: آقا کارتی دارین که روش نوشته باشه “تو تنها عشق من هستی” ؟ فروشنده هم میگه : بله .... پسره : لطفا 6 تا ازش بدین

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه

زباله ها را به موقع جلوي در بگذاريد،با رفتگرها با احترام و محبت برخورد کنيد،ماهيانه و عيدي آن ها را به موقع پرداخت کنيد...اين جا ايران است...ممکن است يکي از همين ها فردا رئيس جمهور شود

آموزش عشق از راه تنگ

آموزش عشق از راه تنگ
شما جدی نگیرید اینا گرسنگی نکشیدن که عاشقی یادشون بره

آموخته ام

آموخته ام كه نگويم اي كاش آن كار را طور ديگري انجام داده بودم بلكه بگويم بار ديگر آن را طور ديگري انجام مي دهم.
آموخته ام كه بايد بر زمان مسلط باشم،نه زير فرمان او.
آموخته ام هر سفر دور و درازي تنها با برداشتن يك گام آغاز مي شود.
آموخته ام خطاهاي ديگران را مانند خطاهاي خويش تحمل كنم.
آموخته ام كه دانش ديگران را به خود آموزش دهم و دانش ديگران را بياموزم بنابراين علم خود را انفاق كرده و آن چه را نمي دانم بياموزم.
آموخته ام بيش از آن كه مرا بفهمند ديگران را درك كنم.
آموخته ام بيش از آن كه دوستم بدارند دوست بدارم.
آموخته ام هميشه فردي خوش بين باقي بمانم چرا كه زندگي و موهبت هاي آن را دوست مي دارم.
آموخته ام اگر چه از هر چيزي بهترينش را ندارم ولي از هر چيزي كه دارم بهترين استفاده را بكنم.
آموخته ام لبخند ارزان ترين راهي است كه مي توان با آن نگاه را وسعت بخشيد.
آموخته ام آن چه را كه امروز در دست دارم ممكن است روزي آرزوهاي فرداهايم باشد.
آموخته ام كه زندگي مثل يك نقاشي است با اين تفاوت كه در آن از پاك كن خبري نيست.
آموخته ام كه هيچ روزي از امروز با ارزش تر نيست.
آموخته ام زياده گويي مقدمه ي ناشنوايي است.
javascript code by www.javascrip.mihanblog.com-->

*
*
*
*
*
*
*
Wizard Animation

بدليل گراني مسكن

بدليل گراني مسكن
ارزاني مسكن در خيابان

Google maps